close
تبلیغات در اینترنت
22 جمادی الثانی سالروز مرگ ابوبکر

تبلیغات

موضوعات

تبلیغات

    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

ورود کاربران

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

آمار

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 88
    کل نظرات کل نظرات : 93
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 70

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 118
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 68
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 1
    آي پي امروز آي پي امروز : 20
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 34
    بازدید هفته بازدید هفته : 471
    بازدید ماه بازدید ماه : 1,837
    بازدید سال بازدید سال : 1,837
    بازدید کلی بازدید کلی : 116,876

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 34.224.102.60
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : پنجشنبه 04 بهمن 1397

22 جمادی الثانی سالروز مرگ ابوبکر

نحوه مرگ ابوبکر

در شب سه شنبه 22 جمادی الثانی در سال 13 هجری، عبد الله بن عثمان معروف به ابوبکر بن ابی قحافه در سن 67 سالگی از این جهان به سوی سزای اعمالش رخت بر بست.

او مدت دو سال و سه ماه و بیست و دو روز غاصب خلافت بود، و اولین کسی بود که بعد از شهادت پیامبر (صلی الله علیه و اله)به انتخاب اعضای سقیفه ملعونه خلیفه شد.

در کتاب سلیم بن قیس هلالی به تفضیل وقایع زمان مرگ ابوبکر از زبان پسرش محمد بن ابی بکر نقل شده که به مناسبت این روز به قسمتی از آن اشاره می کنیم

ظهور پیامبر و امیرالمومنین (ع) به هنگام مرگ ابوبکر

محمد بن ابی بکر می گوید: «وقتى (ابوبکر) صداى واى و ويل بلند كرد عمر به او گفت: "اى خليفۀ پيامبر! چرا صداى واى و ويل بلند كرده‌اى؟" گفت: اينان محمّد و على هستند كه مرا به آتش بشارت مى‌دهند، و در دست محمّد صحيفه‌اى است كه در كعبه بر سر آن هم پيمان شديم. او به من مى‌گويد: "بجان خودم قسم به آن وفا كردى، و تو و اصحابت یکديگر را بر عليه ولى خدا كمك كرديد. بشارت بده به آتش در پائين‌ترين درجۀ جهنم"» .

اقرار ابو بكر به ورود در تابوت جهنم

محمد بن ابى بكر مى‌گويد: « وقتى با او (ابوبکر) تنها ماندم به او گفتم: اى پدر، بگو: « لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ اَللّٰهُ » . گفت: «هرگز نمى‌گويم و نمى‌توانم بگويم تا وارد آتش شوم و داخل تابوت گردم» ! وقتى نام «تابوت» را آورد گمان كردم هذيان مى‌گويد. گفتم: كدام تابوت؟

گفت: تابوتى از آتش كه با قفلى از آتش بسته شده است. در آن دوازده نفرند، از جمله من و اين رفيقم. گفتم: عمر؟ گفت: آرى، پس مقصودم كيست؟ و نيز ده نفر ديگر كه در چاهى در جهنم هستيم. بر در آن چاه صخره‌اى است كه هر گاه خدا بخواهد جهنم را شعله‌ور كند آن صخره را بلند مى‌كند.»

لعن عمر از زبان ابو بكر

گفتم: «هذيان مى‌گويى؟ گفت: «نه بخدا قسم هذيان نمى‌گويم. خدا پسر صُهاك را لعنت كند. او بود كه مرا از ياد خدا بازداشت بعد از آنكه برايم آمده بود، و او بد رفيقى بود. خدا او را لعنت كند. صورت مرا به زمين بچسبان» .

من گونۀ او را به زمين چسباندم،
و او همچنان واى و ويل سر داده بود تا آنكه چشمانش را بستم

22 Jumada al-Thani, the death anniversary of Abu Bakr

تصویر در اندازه ی واقعی

 

 



تاریخ ارسال پست: سه شنبه 02 ارديبهشت 1393 ساعت: 19:41
برچسب ها : ,,,,,