close
تبلیغات در اینترنت
بی رحمی عمر بن الخطاب

تبلیغات

موضوعات

تبلیغات

    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

ورود کاربران

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

آمار

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 88
    کل نظرات کل نظرات : 93
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 70

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 11
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 81
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 3
    آي پي امروز آي پي امروز : 1
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 11
    بازدید هفته بازدید هفته : 92
    بازدید ماه بازدید ماه : 2,782
    بازدید سال بازدید سال : 9,338
    بازدید کلی بازدید کلی : 104,647

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 54.80.96.153
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : سه شنبه 03 مهر 1397

بی رحمی عمر بن الخطاب

سلام علیکم ایام شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها رو به شما تسلیت میگم امروز براتون یه کلیپ از استاد قزوینی گذاشتم که به یکی از خصوصیت های اخلاقی عمر بن الخطاب رو بیان میکنه بعد از این که کلیپ رو دانلود کردید قضاوت کنید که آیا این چنین مردی میتونه خلیفه بشه ؟ این چنین شخصی میتونه قاتل حضرت زهرا باشه یا نه ؟

Umar ibn Al-Khattab no Hmy

دانلود کنید (4.02 MB)

 

عبدالرزاق صنعاني در المُصَنّف مي گويد :

لما مات خالد بن الوليد اجتمع في بيت ميمونة نساء يبكين ، فجاء عمر ومعه ابن عباس ومعه الدرة ، فقال : يا أبا عبد الله ! ادخل على أم المؤمنين فأمرها فلتحتجب ، وأخرجهن علي قال : فجعل يخرجهن عليه وهو يضربهن بالدرة ، فسقط خمار امرأة منهن ، فقالوا : يا أمير المؤمنين ! خمارها ، فقال : دعوها ولا حرمة لها ، كان معمر يعجب من قوله : لا حرمة لها .

المصنف ـ عبد الرزاق ـ ج 3 ، ص 557 ، باب الصبر ، والبكاء ، والنياحة ، حديث 6681 ؛ کنز العمال ج 15 ، ص 730 ، باب النياحة ، حديث 42905 .

 

زماني که خالد بن وليد ( در زمان خلافت عمر )از دنيا رفت  زنان در خانه ميمونة همسر رسول خدا جمع شدند و براي او گريستند ، در اين هنگام عمر تازيانه به دست به همراه ابن عباس از راه رسيد و خطاب به ابن عباس گفت : يا ابا عبدالله ! بر ام المؤمنين ميمونة وارد شو و او را امر کن حجاب کند و بگو زناني که در خانه جمع شده اند پيش من بيايند . ابن عباس مي گويد : زنان خارج شدند و عمر آنها را با تازيانه مي زد ، همينطور که عمر زنان را مي زد  پوشش از روي سر يکي از زنان افتاد ، به عمر گفتند : پوشش ( چادرش ) از سرش افتاد ( رهايش کن ) ، عمر گفت : شما را با او چکار؟ ( بعد از اين گريه ها ) او احترامي ندارد .



تاریخ ارسال پست: سه شنبه 27 اسفند 1392 ساعت: 14:24
برچسب ها : ,,,,

بخش نظرات این مطلب

این نظر توسط توپ2لايه در تاریخ 1393/1/21 و 19:26 دقیقه ارسال شده است

توپ2لايه گفته:

ببخشيد تو عنوان اين مطلب يك ....ر..... جا انداختين.
راستي خيلي خوشحال مي شم اگه يه سر به وب من هم بزني.
پاسخ : سلام آره راست میگی اشتباه کردم انشاا.. تصحیحش میکنم
انشا الله به سایت شما هم سر میزنیم
یاعلی


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی